تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

هواشناسی...
نویسنده : صمیه - ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢
 

 

پتو رو می کشم رو سرم...

دعا می کنم شب خواب تو رو نبینم...

به همین سادگی ...

....

هیچ جای سالمی توی انگشتای دستم نمونده...

مامان میگه انگشتی پا هم زیاد بد مزه نیستا...

تیک عصبی جدیده...

خوردن دور ناخن انگشتام...

چه مه من....؟

یا همون من چه مه...؟

یا بگذریم از این شب ...

فردا دیگه حتما روز بهتریه....