تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

گند بزنن هر چی پایان نامه رو...
نویسنده : صمیه - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩
 

 

فقط بگم یه پایان نامه پیدا نکردیم که درست و حسابی درباره ی معضلات اجتماعی باشه..

چرا انقدر همه چی و کوچیک و غیر جدی می بینیم..

یا شاید چرا من همه چی و جدی میبینم....؟

مشکل منه یا مشکل بقیه آدما...

یعنی منم باید برم پایان نامه بخرم دیگه با این حساب...

کنکور قبول شدم شدم نشدم فرداش میرم لاهیجان یه خونه ی کوچیک میگیرم فقط و فقط واسه خودم زندگی می کنم...

ظهرا کلوچه می پزم ...بعد میرم لب دریا یا شنا یا تماشا....

شبا هم توی پشه بند میخوابم...

آه ای زندگی روستایی من را با آغوش باز پذیرا باش که این جسم خاکی طاغتش تمام شده...

(شب میام مفصلا مینویسم...الان نوشتنم نمیاد..)

_برا کی مینویسی اینا رو...

_ برای خودم...

_ اوکی راحت باش..خوش بگذره...