تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

من هیچ وقت نمی میرم...من یه روز صبح زود گم میشم...!
نویسنده : صمیه - ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۳
 

                                         دریا دل

سپهر حوصله آن ابر دست دریا  دل                که جیب و دامن پر زر به سایل افشاند  

حساب بخشش او در جهان به خلق خدا       به  غیر    قادر    دانا    کسی  نمیداند

در اولم یکی از قابلان لطف چو دید               به تحفه خواست مرا شرمسار گرداند 

ولی در آخر کارم  چو  یافت  نا قابل             به آن رسید که آنها که داده بستاند... 

                                            ((((((( ))))))))

 

تغریبا محتشم خواسته بگه از نخورده بگیر بده به خورده...البته برداشته منه از شعرو هیچ ضرب و زوری هم نیست که حتما درسته احتمال غلط بودنش زیاده و احتمال درست بودنش هم زیاد...

قانون شماره ی یک : در جهان بیشمار احتمال هست که از سقف ١٠٠ درصد گاهی اوقات عبور میکند...دو چیز در عین اینکه ارزش احتمالی برابری ندارند کاملا هم میتوانند برابر باشند...در جمع عدد دو به علاو ه ی سه جواب پنج است...

پس دو ارزش برابری با سه دارد با اینکه سه بزرگتر است ولی از کنار هم نشستن این دو عدد نتیجه حاصل شده و همیشه نتیجه مهم است...

مهم نیست توی کارنامه ات ریز درسهایت چقدر است همه اول میروند سراغ معدل...

کل مهم تر از جزییات است در ضمیمه ی قانون شماره ی یک طبق یک اصل گریز ناپذیر که کنوانسیون ژنو هم زیرش را امضا کرده کجای کارید...

قانون شماره ی دو : هر وقت قانون شماره ی یک و از بر کردید (حفظ کردید )بدون اینکه واوشو جا بندازیم وارد مبحث خطیر قانون دو میشویم...

فعلا چشمهایتان را بسته...برای ١٠ ثانیه هم که شده سعی کنید با دستاتون هیچ کاری نکنید ...مثل دست تو دماغ...دست لای موها...دست تو گوش..دست زیر بغل..کندن جوش...اعم از جوش های صورت به اضافه ی کلیه ی جوش های بدن...

حالا ١٠ ثانیه وقت دارید تمام این کارها را یهو با هم انجام دهید...فقط ١٠ ثانیه...اگر نرسیدید که نرسیدی شما امتحان ورود به قانون دوم را رد شده اید برید سر جاتون بگوزید یا اروغ بزنید...بالاخره باد و تو شیکمتون نگه ندارید که دچار غم باد میشین...

کسانی که تونستن گوش بدن ببینن چی میگم...شما تا وقتی که گروه بازنده موفق به انجام عمل مذبوره نشده سر جاتون بشینید و گوزها و آروغ هاشون رو بشمارید شما هیچ فرقی نه در ظاهر نه در باطن با اون ها ندارید..

شما احتمالا کمی در این کارها کار کشته تر هستید پس جای تفخر و فخر فروشی آروم بتمرگین سر جاتون و هر کاری میگم و بکنین...

آفرین...

بله الان شبه...خیلی هم شبه...زانوی راستم درد میکنه...نمیدونم چرا....؟

امروز دو تا آدمس چسبیده شد به پشت علمک گازی در کوچه ی چهارم جایی حوالی تئاتر شهر...یعنی تا بیست سال دیگر سر جایشان میمانند...

فک کن سال ١۴٠٩ پاشیم بریم ببینیم هست یا نه...بعد توی روزنامه ها چاپ میکنن دو آدامس به مدت بیست سال به دیوار سیمانی چسبیده ماندند..

لا اقل اسم آدامسم توی کتابای گینس ثبت میشه...

اینکه من خیلی خود شیفته ام...و هر لحظه دارم به مرز انواع بیماری های روحی و روانی نزدیک میشوم هم میشود یک مقوله ی جدا گانه که فعلا حس گفتنش نیست...

ظاهر و باطن جلوتونم دیگه ...توضیح بیشتر در پاورقی دامنم...

خلاصه الان دارم به این فکر میکنم که من با این سطح از انرژی هیچ وقت نمیمیرم..

من یه روز صبح زود وقتی تمام انررژی هامو از دست دادم تبدیل به یک ذره اتم شده در فضا معلق مانده تا برسد روزی شاید به خورشید...

بله من یکی از بیلیون ها اتم تشکیل دهنده ی خورشیدم...

که در اثر یک پرتو افشانی نادرست به کره ی زمین پرتاب شدم...

و بالاخره هم به مبدا و منشا خودم خورشید باز خواهم گشت...

تغریبا چیزی حدود ۴ هزار سال نوری...

بشمار هزار و یک...هزار و دو...هزار و سه...

قانون شماره ی دو : همیشه جنش مذکر باید با فاصله ی دو ثانیه از شما جلوتر باشد...

جلو آن هم دست چپ برای این کار تیر چراغ برق...اخ تف روی زمن را مبدا قرار داده بعد از رد شدن فرد مذکر شروع به شمارش کنید...

اگر قبل از دو ثانیه به فرد مذکر رسیدید فاصله ی طولی خود را حفظ کرده...

دنبال فاصله ی عرضی بگردید...فاصله ی عرضی عبارت اند از جمع طول شما به اضافه ی

طول فرد مذکر تقسیم بر عرض فرد مذکر منهای عرض مونث ضرب در مجذور دو ثانیه فاصله به توان دو....که اگر خواستید کوسینوس دور سر فرد مذکر را به دست آورده در سینوس دور سر خود ضرب کنید...

این کار فقط برای رسم شکل روی نمودار است...

محور عمودی ایکس ها بر محور افقی ایگرگ ها رسم و اگر نمودار شما سیر نزولی طی کرد یعنی به سمت مثبت بی نهاییت رفت شما بچه مثبتی هستید بهتون تبریک میگیم...

اگر سیر صعودی طی کرد یعنی شما به سمت منفی بینهایت رفته...بریتان طلب آمرزش میکنیم..

آی مامان ! مردم از زانو درد....!