تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

کور...
نویسنده : صمیه - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
 

 

تامار ون دن دوپ....

این نام نویسنده و کارگردان فیلمیه که من پریشب دیدمش...

و انقدر این فیلم روی من تاثیر گذاشت که تا جالا دو بار دیدمش

و منظر یه موقعیت می گردم که برای بار سوم هم ببینمش...

جا داره بیشتر از این دیدش...

من به سختی همین الان تونستم کشف کنم که این فیلم ساخته ی

چه کسیه...

نویسنده و کارگردانش اینطور که دستگیرم شده یه خانم هلندیه...

و من به شدت عاشقش شدم..

برای دیدن فیلم باید زحمت کشید...

باید قید خیلی چیزا رو زد...

من نمی فهمم آدمایی رو که می گن به ما فیلم بده...

من حاضرم اسم فیلمای خوب و به شما بگم...

و شما خودتون برین دنبالش تا بفهمین پیدا کردن فیلم خیلی سخت تر از این حرفاست...

انقدر باید فیلم بد دید تا فیلم خوب و شناخت...

هر چند من هنوز خیلی راه دارم تا فیلم بد رو از فیلم خوب بشناسم...

ولی در همین حد بگم که در فیلم دیدن خیلی شانس یارم بوده...

همین فیلمم پریشب از اقای رضایی گرفتم...

و دقیقا دیالوگ بین من و آقای رضایی (آقایی که بهش سفارش فیلم می دم)

این بود...

آقای رضایی مالیخولیا رو اووردی...؟

نه...اصلا پیداش نکردم...

پس من امشب چی کار کنم...چی ببینم...؟

آقای رضایی در حالیکه دلش واسم سوخته دو سه تا فیلم میذاره جلوم...

عکسای جلد فیلما رو دوست ندارم..

بعد یهو میگه دیشب یه فیلم توپ دیدم """"" کور """""

 فیلم و با همون ژست همیشگی خودش از لای 50 تا فیلمی که با کش

دورش و بسته میکشه و میندازه رو میز...

میگه این و ببین..

و من از پریشب تا حالا دیواانه ی این فیلم شدم...

بعد از مدت ها با دیدن یه فیلم گریه کردم...

و هنوز دارم موسیقی تیتراژ پایانی فیلم و گوش میدم....

آخ از این موسیقی...

این همه احساس...

وای خانم تامار ون دون دپ...

شما رو باید کجا ملاقات کرد...؟

ما به شدن دوست میداریم شما را از نزدیک دیده...

و بر دستانتان بوسه بزنیم...

فعلا از اینجا تا آمستردام یک بوس برایتان می فرستم/....

________________

آرزوی جدید...

خانم تامار من و ببینه...

کشف کنه...بگه بیا توی فیلمام بازی کن...

آقایون خانما ما رفتیم آمستردام...

:دی

___________________

بازم فیلتر شکنمان خرابیده...

و ما از این صفحه ی اجتماعی دوست داشتنی دور افتاده ایم...

همه چیز زیر سر دامادمان است شک نکنید...

______________

در پایان این شما و این پوستر فیلم کور....

من رفتم یه بار دیگه آهنگ ته فیلم و گوش بدم...

فعلا..