تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

فرشته ....ها...یا فرشته ها از زاویه ی دید سوم شخص مثبت..
نویسنده : صمیه - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

 

فرشته ها...

موجوداتی دارای دو بال...

و دو پا..

و دو دست...

هم می توانند بپرند...

هم راه بروند ...

هو بدوند...

آرزوی محالی ست...

اگر فرشته می شدم می نشستم یک گوشه چیپس و پفک و آبنبات

و پاستیل و شکلات فندقی ام را می خوردم..

و در نهایت هم نام همه ی آدم ها را درستون خوب ها ایضا عالی ها می نوشتم...

خوب دلیلی ندارد وقتی یک آدم زمینی به شما یک بسته شکلات یا یک بسته

پاستیل میدهد شما نامش را در ستون بدها بنویسید...

این رشوه گرفتن مسلامت آمیزی ست...

از انجایی که من فرشته نیستم...

و کلا تخصصمان چیز دیگری ست...

اگر موافق باشید متن را همین جا خیلی شلخته وار و بی خودی

الکی خوشانه به اتمام میرسانیم شاید شبی دیگر با یک انرژی مثبت

تر و نگاه موشکافانه تر درباره ی این امر خطیر به صحبت نشستیم..

_______________________

خانه ی سینما...

به ما اصلا ربطی ندارد...

مهم این است که این روزها هیچ جیز مهم نیست...

_____________________

شب ها به خودت پیف پاف بزن بعد بخواب..

هی نپرس چرا....

من یه چیزی می دونم که میگم...

............

شب به خیر...