تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

من یه حقیقت بزرگم...بفهم آدم نفهم...!
نویسنده : صمیه - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩
 

 

_چته تو...چرا گریه میکنی..؟

_آره...پریودم...پاچه ی این و اون و میگیرم...

ولی آدمی نیستم که الکی به کسی گیر بدم..

من نه بچه م نه لوس...نه دچار اختلال اضطراب جدایی..

_اما به نظر من این اختلال آخری رو حتما داری..

_ندارم...چطوری ثابت کنم..من خودم و چطوری به آدمای دو رو برم ثابت کنم..

من خستم...من انقدر از بی معرفتیه آدمای دور و برم خستم که دوست

دارم تمام دوستای داشته و نداشته م و امشب یه جا بالا بیارم...

_چرا انقد یه چیز و بزرگ می کنی...

_چرا بزرگ نکنم...روابط انسانی..دوستی با آدما برایمن مهمه..

وقتی حس طرد شدن بهم دست میده..اونم از طرف آدمایی که

یه روزی دوستم داشتن...یه روزی دوسشون داشتم..

داغون میشم...من آدما رو همونطوری که خودشون و به من نشون دادن

دوست دارم..

نه اونطوریکه عوض میشن و سعی می کنن من و طرد کنن...

_این همه دوست داری...

_میخوام دوست نداشته باشم..

دوستای بیخودی و مضخرف...همه تا یه زمانی هستن...همه تاریخ انقضا دارن

اما مهدیه تا حالا اینطوری نبوده..

_چرا انقدر به آدما وابسته می شی...

_چون آدما رو دوست دارم...من نمیتونم آدما رو همون طوری که هستن

بپذیرم...

به نظر من این نوع پذیرفتن بی قید و شرط توهین به شخصیت خود آدمه..

فکر کن یه نفر مدام برینه به هیکلت..

بعد تو باهاش دوست بمونی چون قراره همون طوریکه هست بپذیریش...

گه بگیرن همچین  دوستی رو...

میخوام صد سال از این نوع دوستی ها با کسی نکنم..

من آدمم...گوشت دارم پوشت دارم استخون دارم..

من دردم میگیره وقتی یه نفر بر میگرده میگه الان حوصله ت و ندارم..

من اشکم در میاد وقتی کسی به من بگه من با تو هیچ تریپی ندارم..

من گریه م میاد..

اما این دفعه ثابت میکنم همه چی واقعیه..

این دفعه ثابت می کنم منم می تونم حوصله ی آدما رو نداشته باشم..

این دفعه منم سگ میشم ببینم دنیا دست کیه..

_نه..حالت خیلی بده...خوبه خودتو به یه روانپزشک برسونی...

_گه...

انتر..

خفه شو کثافت..

روانی خودتی...

_من که چیزی نگفتم..

_اما همه چی رو گفتی..

دیگه دوست ندارم..

_این کارات شبیه بچه دبیرستانی ها نیست..؟

_مگه بچه دبیرستانی ها چشونه...؟

_هیچ چیشون نیست..ولی داد و قالشون شبیه توئه..

یه راه حل واست دارم..

_چه راه حلی...؟

_یعنی دو راه حل...

!) تارک دنیا شو بشین تو خونه...گوشیتم خاموش کن یا خط تو عوض کن...

٢) با یه آدم دوست شو که تو رو همینطوری که هستی بپذیره..

_هیچ آدمی من و همینطوریکه هستم نمی پذیره..

من آدم سختیم...با من بودن و موندن سخته..خودمم میدونم...

_پس بیا فعلا این آب زرشک و بخور تا بعد ببینم چه کار میشه برات کرد..

_نمیخورم...حالم خوب نیست..

_نخور به جهنم...من دارم میرم بالا پشت بوم چراغای روشن خونه ها رو تماشا کنم..میایی یا تنهایی برم...

_نه وایسا ژاکتم و بپوشم با هم بریم..

_دم آسانسور منتظرم...

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

من از همه ی آدما حالم به هم می خوره...

امشب اگه همه چی سر جاش باشه یه تغییر اساسی توی رفتارم میدم...

قول ..

قول..

قول..

_انتر جان جای قول دادن بدو

_اومدم...

(((((((((((((((((((

برین بخوابین و اسم من و برای همیشه از توی گوشی هاتون پاک کنین...