تصورات ذهنی که شارژش تمام شده

درد می کنه...سرم...
نویسنده : صمیه - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
 

 

هر وقت سرم درد می گیره دوست دارم به یه چیزی گیر بدم...

مثلا یکیش همین قالب وبلاگه...

وقتی سرم درد می کیره از رنگای تند....بوهای تند بدم میاد...

دوست دارم همینطوری الکی همه چیز و کم رنگ کنم...

از همه بدم میاد..

حتی از کسایی که خیلی دوستشون دارم...

دل درد کمتر این حس و به آدم میده...

اما سر درد عجیب حس تنفر رو زیاد می کنه...

نمیدونم از اون شبی که زیر بارون موندم اینطوری شدم..

یا...

نمیخوام فعلا بگم...

هیچی امسال هم کنکور شرکت کرده ایم با این تفاوت که پارسال کمی درس

خوانده بودیم و استرس داشتیم ولی امسال نه درس خوانده ایم

نه استرس داریم...

هی زکی...

امسال هم مثل پارسال ...

من همون آدمم..

همون آدم تنبل خوابالوی به درد نخور...

چرا به درد بخور هستم ولی خیلی کم..

مثلا گاهی وقتا دلم براتون تنگ میشه و شما می تونید

از بودن در کنار من لذت ببرید...

دیروز دم تئاتر شهر یه آدمی رو دیدم که انقدر از دیدنم خوشحال

شد خدا میدونه...

اما از اونجایییکه دو دقیقه بیشتر به اجرای نمایش نمونده بود و

من داشتم تو سرم میزدم بلیط از کجا پیدا کنم بهش

اصلا محل نذاشتم...

الان احساس می کنم ناراحته..

خوب چون منم خودم بعضی وقتا توی این موقعیت قرار گرفته بودم..

ولی یه خبر خوش...

تازگی ها احساس می کنم درجه ی صبر  و تحملم به شدت بالا

رفته خدا رو شکر...

دیگه از کسی ناراحت نمی شم...

دیگه برام اصلا کسی مهم نیست که بخوام از دستش ناراحت شم..

این چند وقته هم نشستم هی یاد قدیمیای خودم میوفتم

که چقدر زود از همه جیز و از همه کس دلگیر می شدم..

آقا انقدر احساس با حالیه که خدا میدونه...

من الان توی این حس عمیق بی خیالی و بی عاری و بی همه چی

غوطه ورم که فکر می کنم یکی برداشته دکمه ی اسلیپ من و زده

خاموشم اما نه خیلی....

بیدارم اما نه خیلی..

این حس فقط یه چیزش بده...

اینکه دو سه تا از ناخنای پام شکسته..

و انگشت آخری پای راستم دیروز انقدر محکم به پای مبل خورد که کبود شده...

تازگی ها بی عینک تو خونه راه میرم...

عین فیلمای سینمایی همه چی توی مه فرو رفته...

واسه همینه که با سر و کله و پا تو در و دیوارم////

آقا اینجا انقدر همه چی خوبه...

همه چی عالیه...

فقط خواهشا دست به آنتن م دیگه نزنید...

سخت به این فرکانس رسیدم..

قوربونتنون شب همتون گل گلی...

آخ یادم رفت بگم...

سرم درد می کنه..

خیلی...